تبلیغات
مطالب به یاد ماندنی - عاقبت چاپلوسی در دربار کریم خان زند

عاقبت چاپلوسی در دربار کریم خان زند

دوشنبه 27 خرداد 1392 05:43 ب.ظنویسنده : دانیال دزفولی

 


 

 

کریم خان زند هر روز صبح علی الطلوع تا شامگاه برای دادخواهی ستمدیدگان و رفع ستم و احقاق حقوق مردم ، در ارك شاهی می نشست و به امور مردم رسیدگی می كرد . یك روز مردك حقه باز و چاپلوسی پیش آمد و همین كه چشمش به كریم خان افتاد شروع به های و های گریستن كرده و سیلاب اشك از دیدگان فرو ریخت !

او طوری گریه می كرد كه هق و هق هایش اجازه سخن گفتن به او نمی داد . شاه ( كه خود را وكیل الرعایا می نامید) دستور داد او را به گوشه ای ببرند و آرام كنند و بعد كه آرام شد به حضور بیاورند . مردك حقه باز را بردند و آرام كردند و در فرصت مناسب دیگری به حضور كریم خان آوردند . كریم خان قبل از آنكه رسیدگی به كار او را آغاز كند نوازش و دلجویی فراوانی از وی به عمل آورد و آنگاه از خواسته اش جویا شد .

آن مرد گفت : (( من از مادر كور و نابینا متولد شدم و سال ها با وضع اسف باری زندگی كرده و نعمت بینایی و دیدن اطراف و اكناف خود محروم بودم تا اینكه روزی افتان و خیزان و كورمال خود را روی زمین كشیدم و به سختی به زیارت آرامگاه پدر شما رفته و برای كسب سلامتی خود ، متوسل به مرقد مطهر ابوی مرحوم شما شدم . در آن مزار متبرك آنقدر گریه كردم كه از فرط خستگی ضعف ،‌بیهوش شده ، به خواب عمیقی فرو رفتم !

در عالم خواب و رویا ، مردی جلیل القدر و نورانی را دیدم كه سراغ من آمد و گفت : ابوالوكیل پدر كریم خان هستم . آنگاه دستی به چشمان من كشید و گفت برخیز كه تو را شفا دادم !

از خواب كه بیدار شدم ،‌خود را بینا دیدم و جهان تاریك پیش چشمانم روشن شد !

این همه گریه و زاری امروز من از باب تشكر و قدر دانی و سپاسگذاری از والد ماجد شما بود !

مردك حقه باز كه باادای این جملات و انجام این صحنه سازی مطمئن بود كریم خان را خام كرده است ، منتظر دریافت صله و هدیه و مرحمتی بودكه مشاهده كرد كریم خان برافروخته شده ، دنبال د‍ژخیم می گردد !

موقعی كه دژخیم حاضر گردید كریم خان دستور داد چشمان مرد حقه باز را از حدقه بیرون بكشد !

درباریان و بزرگان قوم زندیه به دست و پای كریم خان افتادند و شفاعت مرد متملق و چاپلوس را كرده و از وكلیل الرعایا خواستند از گناه او در گذرد . كریم خان كه ذاتا آدم رقیق القلبی بود ، خواهش درباریان و اطرافیان را پذیرفت ولی دستور داد مرد متملق را به فلك بسته چوب بزنند !

هنگامی كه نوكران شاه مشغول سیاست كردن مرد حقه باز بودند كریم خان خطاب به او گفت :

« مردك پدر سوخته ! پدر من تا وقتی زنده بود در گردنه بید سرخ ، خر دزدی می كرد . من كه مقام و مسند شاهی رسیدم عده ای متملق برای خوشایند من و از باب چاپلوسی برایش آرامگاهی ساختند ومقبره ای برپا كردند و آنجا را ((عنیان ابوالوكیل )) نامیدند . اكنون تو چاپلوس دروغگو آمده ای و پدر خر دزد مرا صاحب كرامت و معجزه معرفی می كنی ؟! اگر بزرگان مجلس اجازه داده بودند دوباره چشمانت را در می آوردم تا بروی برای بار دوم از او چشمان تازه و پر فروغ بگیری !! مردك سرافكنده و شرمسار به سرعت از پیش او رفت و ناپدید شد .


آخرین ویرایش: - -

 
دوشنبه 27 شهریور 1396 10:56 ب.ظ
This web site truly has all the information and facts I wanted about this subject and didn't know who to
ask.
شنبه 18 شهریور 1396 10:44 ق.ظ
Hello, its pleasant post regarding media print, we all be aware
of media is a fantastic source of facts.
شنبه 21 مرداد 1396 02:29 ق.ظ
Hi, I think your website might be having browser compatibility issues.
When I look at your blog site in Ie, it looks fine but when opening in Internet Explorer, it has some overlapping.
I just wanted to give you a quick heads up! Other then that,
great blog!
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:04 ق.ظ
I'm truly enjoying the design and layout of your website.

It's a very easy on the eyes which makes it much more pleasant for me
to come here and visit more often. Did you hire out a developer to create your theme?
Excellent work!
جمعه 6 مرداد 1396 07:55 ق.ظ
Hello there I am so thrilled I found your weblog, I really found you by mistake, while I was looking on Aol for something else, Anyhow I am here now
and would just like to say thanks for a fantastic post and a all round enjoyable blog
(I also love the theme/design), I don't have time to go through
it all at the moment but I have bookmarked it and also added your RSS feeds,
so when I have time I will be back to read more, Please do
keep up the superb work.
پنجشنبه 22 تیر 1396 05:15 ق.ظ
Right here is the right site for anybody who wants to understand
this topic. You realize a whole lot its almost hard
to argue with you (not that I really will need to?HaHa).
You definitely put a new spin on a topic which has been discussed for a long time.
Wonderful stuff, just wonderful!
شنبه 27 خرداد 1396 12:53 ق.ظ
You really make it seem so easy with your presentation but I find this matter to be really something which I think I would never understand.

It seems too complex and extremely broad for me.
I am looking forward for your next post, I will try to get
the hang of it!
پنجشنبه 18 خرداد 1396 02:28 ب.ظ
Hi there it's me, I am also visiting this web page daily, this web site is in fact
pleasant and the users are genuinely sharing fastidious
thoughts.
شنبه 13 خرداد 1396 06:19 ق.ظ
Way cool! Some extremely valid points! I appreciate you penning this write-up plus the rest of
the website is extremely good.
جمعه 22 اردیبهشت 1396 11:33 ق.ظ
Appreciate this post. Let me try it out.
شنبه 19 فروردین 1396 06:57 ب.ظ
Can I simply just say what a comfort to discover someone that actually
knows what they are talking about on the net.
You definitely understand how to bring a problem to light and make it important.
A lot more people ought to check this out and understand this side of the story.
It's surprising you're not more popular since you certainly have the gift.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر